افراد را باید عصبانی کرد تا خوب شناخت!

آنچه افراد در عصبانیت از خود بروز می‌دهند

میزان منطق شان،

میزان ادب شان،

میزان بزرگی روحشان،

میزان شعورشان،

میزان معرفتشان،

میزان اصالتشان

و حتی میزان مهر و محبت راستین شان

نسبت به ما را نشان می دهد!


گاهی دیده می‌شود افراد مادام که همه چیز بر وفق مراد است

چنان مهربان‌اند،

مودب و فروتن اند

که در برابرشان احساس فرومایگی میکنی!


ولی کافی است به بهانه‌ای یا اتفاقی یا انتقادی،

یا برخوردناخوشایندی رنجییده خاطر شوند..

تازه آن روی نامبارک خود را می‌نمایانند ...!

دیگر نه ادب می‌شناسند،

نه مرام نه معرفت نه محبت ...


ازاین افراد برحذر باشید!


کسی که، فقط به روزگار ملایمت اهل ادب و مهر و محبت است و با کمترین ناملایمت‌ها، انسانیتش گم می‌شود شایسته‌ی دوستی پلیدار نیست!


این‌ها ، روح های کوچکی دارند

که فقط به درد احوالپرسی‌های گاه گاهی می‌خورند...


بزرگی

و معرفت

و ادب

و اصالت

و نجابت آدمیان را

به هنگام خشم و عصبانیت بیازمایید.


منتسب به چارلی چاپلین


پی‌نوشت۱:

منظور از خط اول عصبانی کردن عمدی جهت شناخت نیست!


پی‌نوشت۲:

هر چند انسانها با تمرین و مراقبه و خودشناسی می‌توانند دفعات عصبانیت خود را کاهش دهند ولی در نهایت اکثر انسانها مواقعی را عصبانی می‌شوند، آنچه مهم است نحوه رفتار هنگام عصبانیت است.


پی‌نوشت۳:

جمله‌ی "رفتار من با تو لزوما نشانگر شخصیت من نیست، بلکه واکنشی است به رفتار تو" مغلطه‌ایست برای توجیه رفتارهای اشتباه افراد در هنگام عصبانیت.